محمد ابراهيم آيتى
177
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
قريش يارى بخواهند و بدين وسيله سرفراز و نيرومند گردند ، امّا قريش شرايطى پيشنهاد كرد كه براى ايشان قابل پذيرش نبود و اين شرايط از طرف « أبو جهل بن هشام مخزومى » پيشنهاد شد . به قولى : قريش دعوت ايشان را پذيرفته بود كه « أبو جهل » از سفرى رسيد و پيمان را به هم زد و شرايطى غير قابل پذيرش پيشنهاد كرد . ناچار اهل يثرب به طائف رفتند و از قبيلهء « ثقيف » كمك خواستند و چون امروز و فردا مىكردند بىنتيجه بازگشتند [ 1 ] . سويد بن صامت أوسى [ 2 ] از « بنى عمرو بن عوف » كه او را به خاطر شجاعت و شاعرى و نسب و شرفى كه داشت « كامل » مىگفتند ، براى حجّ يا عمره از مدينه به مكّه آمد ، و چون از امر رسول خدا آگاه شد به ديدن وى رفت و با او سخن گفت ، يا اين كه رسول خدا خود خواستار ديدار او شد و به خدا و اسلام دعوتش كرد . سويد گفت : شايد آن چه نزد تو است مانند همان نوشتههاى حكمتآميز لقمان است كه با من همراه است ؟ رسول خدا گفت : آن را بر من عرضه دار . و چون آن چه داشت عرضه داشت ، رسول خدا گفت : اين هم سخنى نيكوست ، اما آن چه من دارم از اين بهتر است ، آن قرآنى است كه خدا بر من نازل ساخته و هدايت و نور است . سپس رسول خدا قرآن بر وى تلاوت كرد . « سويد » گفت : اى محمّد ! راستى كه اين سخنى است نيكو . آنگاه به مدينه بازگشت و اندكى بعد ، پيش از جنگ ( يا در جنگ ) « بعاث » به دست خزرجيان كشته شد و مردانى از قبيلهء وى مىگفتند : او به عقيدهء ما مسلمان كشته شد [ 3 ] .
--> [ 1 ] - ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 395 - 396 . [ 2 ] - سويد پسر خالهء عبد المطّلب بن هاشم ، و مادرش ليلى دختر عمرو از بنى عدىّ بن نجّار ، خالهء عبد المطّلب بود ( امتاع الاسماع ، ص 32 ) . [ 3 ] - ر . ك : سيرة النبى ، ج 2 ، ص 34 - 36 . تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 84 . امتاع الاسماع ، ص 31 - 32 . انسان العيون ، ج 2 ، ص 7 . الكامل ، ج 2 ، ص 66 .